۱۵ جولای ۲۰۲۶ - بر اساس بررسی جدید شواهدی که توسط محققان کالج دانشگاهی لندن (UCL) هدایت شده است، مشخص شده که داروهای رایج برای کاهش وزن، موسوم به آگونیستهای گیرنده GLP-1، علائم اصلی اختلال پرخوری عصبی(Binge Eating Disorder) را کاهش میدهند.
این مرور سیستماتیک و متاآنالیز که در مجله eClinicalMedicineمنتشر شده است، نشان داد که داروهای کاهش وزن میتوانند اپیزودهای پرخوری، خوردن با از دست دادن کنترل و خوردن هیجانی را کاهش دهند؛ این امر بر نقش بالقوه آنها در درمان اختلال پرخوری عصبی و همچنین چاقی تأکید میکند.
دکتر ایلاریا کوستانتینی، نویسنده اصلی این مقاله از بخش روانپزشکی UCL، گفت: «اختلال پرخوری عصبی، که در آن افراد بهطور منظم مقدار زیادی غذا میخورند در حالی که احساس میکنند کنترل خود را از دست دادهاند، شایع و بسیار آسیبزا است و بیش از ۱۷ میلیون نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهد. اما گزینههای درمانی محدود هستند و در حال حاضر هیچ داروی تأیید شدهای وجود ندارد، بنابراین همچنان نیاز به روشهای بهتر برای کمک به افرادی که با این وضعیت زندگی میکنند، احساس میشود. ما شواهدی یافتیم که نشان میدهد داروهای کاهش وزن ممکن است به مدیریت برخی از علائم کلیدی اختلال پرخوری عصبی کمک کنند.»
در بزرگترین مطالعه انجام شده تا به امروز در این زمینه، محققان شواهد حاصل از ۲۵ کارآزمایی تصادفیسازیشده و کنترلشده را که در ۱۲ کشور در چهار قاره انجام شده بود (شامل دادههای ۸۰۶۹ شرکتکننده) گردآوری کردند.
این مطالعات اثرات داروهایی را که هورمون تنظیمکننده اشتها یعنی GLP-1را هدف قرار میدهند، آزمایش کردند؛ داروهایی مانند سماگلوتاید (که اغلب با نامهای تجاری اوزمپیک یا وگوی عرضه میشود)، تیرزپاتاید (موسوم به مونجارو) و لیراگلوتاید.
این داروها میتوانند با هدف قرار دادن سیستم عصبی مرکزی و ترشح انسولین، اشتها را سرکوب کنند، تخلیه معده را به تأخیر بیندازند و همچنین پتانسیل تأثیرگذاری بر فرآیندهای مغزی مربوط به پاداش و کنترل تکانه (Impulse Control) را داشته باشند.
محققان دریافتند که این داروها مزایایی فراتر از کاهش وزن، از جمله کاهش پرخوری، خوردن با از دست دادن کنترل و خوردن هیجانی دارند. شرکتکنندگان همچنین افزایش «خودداری شناختی یا رژیمی» که مربوط به میزان محدود کردن عمدی غذا توسط فرد است، را گزارش کردند، اما محققان میگویند برای درک بهتر این ارتباط، به تحقیقات بیشتری نیاز است.
ایزی امپتاژ، دانشجوی دکترا در بخش روانپزشکی UCL، گفت: «با توجه به شواهد موجود، نمیتوانیم بگوییم که آیا افزایش خودداری رژیمی نشاندهنده یک شکل مثبت و مفید از خودتنظیمی است یا یک الگوی پرخوری ناکارآمدتر. امیدواریم تحقیقات آینده روشن کند که آیا مصرف داروهای کاهش وزن ممکن است به اشکال آسیبزا (پاتولوژیک) محدودیت غذایی، مانند جا انداختن وعدههای غذایی، منجر شود یا خیر.»
محققان معتقدند یافتههای آنها نشان میدهد که داروهای کاهش وزن میتوانند در کنار درمانهای روانشناختی و حمایتهای اجتماعی، بخش مهمی از برنامههای درمانی برای افراد مبتلا به اختلال پرخوری عصبی باشند.
امپتاژ افزود: «بسیاری از افراد مبتلا به اختلال پرخوری عصبی نمیتوانند از طریق ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشت عمومی به داروهای کاهش وزن دسترسی داشته باشند، بنابراین بسیاری مجبورند با هزینههای شخصی قابل توجه، بهصورت خصوصی به دنبال درمان باشند.»
دکتر کوستانتینی، گفت: «یکی از نقاط قوت مطالعه ما، مشارکت یک پنل از افراد دارای تجربه زیسته بود که دیدگاهها و نگرانیهای مهمی را در مورد استفاده از این داروها برای پرخوری و همچنین چالشهای دسترسی به درمان به اشتراک گذاشتند. نکته مهم این است که اعضای پنل تأکید کردند که بهبودی پایدار احتمالاً نه تنها به دارو، بلکه به درمانهای روانشناختی، حمایتهای اجتماعی و رویکردهای سطح جامعه برای مقابله با هنجارهای اجتماعی و سوگیریهای مربوط به وزن، بستگی دارد.»
محققان به محدودیتهای مطالعه خود نیز اشاره کردند؛ زیرا اکثر کارآزماییهای وارد شده در این مرور، دارای خطر بالای سوگیری (Bias) بودند و توسط شرکتهای داروسازی تأمین مالی شده بودند. همچنین، این مطالعات بهندرت شامل شرکتکنندگانی با تشخیص بالینی قطعیِ “اختلال پرخوری عصبی” بودند که این موضوع قطعیت یافتهها را محدود میکند.
آنها در پایان نوشتند برای روشن شدن نقش بالینی بالقوه این داروها و تعیین اینکه آیا مزایای کوتاهمدت مشاهدهشده به بهبودهای معنادار و پایدار تبدیل میشود یا خیر، همچنان به کارآزماییهای تصادفیسازیشده، مستقل و با بودجه غیرشرکتی و دورههای پیگیری طولانی نیاز است.
منبع:
https://medicalxpress.com/news/2026-07-weight-loss-drugs-binge-disorder.html